تبليغاتX
من مرگ را سرودی کردم
Sun 17 Aug 2008
بعضی وقتها زندگی آدم فقط به قهوه بند است..
و همه ی صمیمیتی که با یک فنجان قهوه به دست می آید.

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 17 Aug 2008
نه آسمان عاطفه دارد نه انسان اندیشه مند.نه اینکه انسان نخواهد بی عاطفه باشد..
ولی وجود عاطفه در او خلاف عقل سلیم است.

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم 

Sat 19 Jul 2008
نباید هرگز ملاحظه ی کاری را کرد..باید در عادت های خویش جسور شد..
تا از دریافت حقیقت های صرف و سخت نیکدل و شادمان بود.

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Wed 18 Jun 2008
من گاه به اندیشه ی آنچه مورخان آینده درباره ما خواهند گفت فرو می روم..
در مورد انسان امروزی یک جمله برای آنها کافی است  :
او زنا می کرده و روزنامه می خوانده است .

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 11 May 2008
من می توانم به خودم تجمل مطرود بودن را روا بدارم...هرچند هرگز مطرود نیستم
فقط جسماْ تنها هستم  تا بتوانم در تنهایی ای بسر ببرم که ساکنانش اندیشه ها هستند
چون که من یک آدم ازلی-ابدی هستم
و انگار که ازل و ابد ازآدمهایی مثل من چندان بدشان نمی آید.

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Mon 21 Apr 2008
استرس با یا بی مورد..
تناسب به موقع نتها..(شايد دوئت ماند)
اشتباه
بوي گل كاكتوس من از پشت ديوار
مست شدم
اندك آرامشي در واپسين ساعات
و شايد خواب

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Thu 10 Apr 2008
 

هیچ پدیده ایی یک وجهی نیست.

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 16 Mar 2008
...نمی خواهم چهره اش را به دستمالی فرو پوشند تا به مرگی که در اوست خو کند

برو ایگناسیو
حسرت مخور
بخسب
پرواز کن
بیارام
دریا نیز می میرد..
                                                "لورکا"                             

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Fri 7 Mar 2008
ای روح من
زندگانی جاودانه را خواهان مباش
اما
موضوع ممکن را
تا ژرفایش بررسی نما..
                                           
                                                "pindare pythique"

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 3 Feb 2008
من همیشه همینطور بودم..در من چه می بینی؟    تاریکی
سرکوب کردم هر آنچه از برای راه نبود               راستی چرا چنین می باید ؟
چرا بود که بخواهد نیستش کرد

یاغی خواهم شد راست بدان گونه که طبیعت به من نفرت ورزد
من تشنه ی این نفرتم..

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  |