تبليغاتX
من مرگ را سرودی کردم
همین هست که هست.....این چنین باید باشد.....چه بسا باید اینطور نبود

وقتی نشست پیش اون پر از رویاهای خاکستری پر رنگ...
وقتی باهاش صحبت می کرد 

اصلاً اینارو نادیده بگیر - نبینشون 

تو وقتی هستی همینجا یا هر جائی که یه جا باشه 
خودتو معرفی کن به یه هیچ...هیچ کجا که از اونجا رد می شه...

رسیدی یه اس ام اس بده 

+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


"I have five clocks in my life
and only one has the time right
i’ll just unplug it for today

+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


چی بنویسم تو بگو لعنتی..




+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


I got my head done 
When I was young 
It's not my problem 
It's not my - problem - 

!
When I feel heavy metal!
And I'm pins and I'm needles!
Well I lie and I'm easy
All of the time but I'm never sure why I need you 
Pleased to meet you!

+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


همه مان یک وقتی بچه های خوبی بودیم.


+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


یه سیگار خالی کن


+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


فکر زودگذری به ذهنم رسید که چون چاره دیگری نبود از آن خوش آمد..

+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


ژله با ژاله هم خانوادست؟

یه فاصله

بینش عرفانی چه رنگیه؟

بدون مکث بگو

گفتم حاجت روا شدی
که آنک..



+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


من مریضتم  ولی تو آخر دکتری

بارون کو ؟

یه دونه بستنی زمستونه

یه نوده سبتنی شنته رخی ..




+ نوشته شده     توسط شاید خودم  | 


یادم باشه وقتی دیدمت حتماً تف کنم..

+ نوشته شده     توسط شاید خودم  |